تولد یکسالگی پارساجون
تولدت مبارک 







پارساجون
شايد خدا تو را به خاطرِ اين به من داد
كه هم وزن معصوميتت دوستت داشته باشم
شايد بايد باهم
بعدهاي بعد از اين
بخنديم و برقصيم
رهاي رها
شايد به خاطر ِ اين تو يك تكه از من شدي كه
خدا به من اجازه داد
تكه هاي احساسم را در تو تكثير كنم.
راستي خبر داري ؟
مادرت شاعرك ِ باراني ِ گرميست
از تبار احساس...
جانكم ، دلتنگي هايم را ببوس
تا تمام ِ گريبانم بوي تو را بگيرد.
تا
نقش لبهاي كودكانه ات با طعم ِ مبهم ِ دنياي يك نفره ات
روي پوستم بماند.
يك تكه از من كه نامش دل است
ديوانه وار
دارد تو را هر روز عاشق تر ميشود.
من تصميم گرفته ام خبر ِ آمدنت را به رخ ِ تمام ِ تاريخ بكشم.
مي خواهم تو را در مزرعه ي احساسم بكارم
تا باران بي دليل از ابر نبارد.
مي خواهم خدا را ببوسم
كه تو را در من خلاصه كرد.
ميخواهم رج هاي غصه هاي خنده دارم را بشكافم
و شادي انتظار تو را ببافم
يا صورتي يا آبي
مي خواهم به تو عادت كنم.
عزیزم تولد یک سالگیت هزاران بار مبارک
![]()
































پارساجون اینم کادوی تولدتو که من و بابایی بهت هدیه کردیم امیدوارم ازش خوشت بیاد قربونت برم بقیه کادوهای تولدت همه پول بود که توی دفتر خاطراتت نوشتم عزیزدلم
هرسال وقتي10/10.ساعت 10و 5 دقیقه صبح میشه هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردناز خودم مي پرسيدمچه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟....
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ....
تولدت مبارک
پارسای نازم برام خیلی جالبه که تو 10/10 ساعت 10 و 5 دقیقه صبح بدنیا اومدی






تولد یکسالگی پارساجون 

